برای ارائه تعریفی جامع از زبان دراماتیک، لازم است که عناصر و اجزای مشخص کننده نوع تئاتر مورد بررسی قرار گیرند و این مطالعه و بررسی از بدو تکوین اثر آغاز و به صحنه گذاری آن ختم می شود، زیرا مولف و آفریننده اثر با انتخاب یکی از شقوق تئاتر ناگزیر است برای آن صورت و شکلی خاص را درنظر بگیرد و عناصری را در آن مدخلیت دهد تا به تاثیر خاصی دست یابد به گونه ای که متن نمایشی بتواند در شرایط خاص تماشاگران و یا احتمالا خوانندگانی را که طبایع و ذوق و سلیقه های گوناگونی دارند تحت تاثیر قرار دهد. این بررسی در مورد تئاتر در بادی امر پیچیده و پرتکلف به نظر می رسد و تنها برداشت نمایشنامه نویس نیست که این کار هنری را پیچیده و دشوار می سازد بلکه شیوه های نمایش نیز بر گوناگونی و تعقید آن می افزاید.تئاتر یکی از انواع آفرینش هنری است که به هنگام خلق آن، نوشته برگفته پیشی می جوید و کلام میاندار عرصه خلاقیت آن است، آنهم کلامی که به صورت کنش ارائه می شود و باید به دقت تعریف و تبیین شود و عناصر مختلف آن که اصطلاحا «عناصر شبه زبانی» نامیده می شوند مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد زیرا از تداخل و ترکیب آنها با متن است که اثر نمایشی پدید می آید.